رنگ  :

 

در معماري اسلامي حضور ذات الهي در همه جا نشان داده مي‌شود . در مساجد سفيد و ساده نخستين كه فقر مطلق آن يادآوردنده "واحدي " است كه به تنهايي صاحب تمام ثروت هاست (غني) ، يا در طاقها و سردر هاي رنگارنگ پر كار كه هار موني آنها ياد آور تجلي وحدت است . رنگها شبيه عالم وجودند.

 بر فراز آنها رنگ سفيد است به عنوان سمبل وجود( يا "بود" مبدا همه حالات واقعيت كيهاني) كه به همه رنگها وحدت مي بخشد و در تحت آنها رنگ سياه است به عنوان سمبول لا شيئيت .البته رنگ سياه معناي سمبوليكي مهم ديگري را داراست وآن نا"بودي" يا ذات الهي است كه حتي در بالاي سطح وجود (يا"بود") قرار مي گيرد و تنها به علت شدت و زيادي نور تاريك است و برخي به آن "نور سياه "اطلاق مي‌كنند.

 

 ميان اين دو حد نور و تاريكي طيف رنگها قرار دارد ، همانند مراتب مختلف وجود در هنر اسلامي ايراني از رنگها به صورت خردمندانه اي استفاده مي‌شود و اين استفاده با آگاهي از معناي سمبوليگي هر رنگ و واكنش كلي ايجاد شده در روان در برابر حضور يك تركيب يا هار موني از رنگها همراه مي باشد استفاده سنتي از رنگها بيشتر با هدف ياد آوري واقعيت آْسماني اشياء همراه است تا تقليد رنگهاي طبيعي پديده ها . در اين معنا،رنگها يك قسمت اساسي در هنر اسلامي ايراني ، از جمله معماري و يكي از عناصري هستند كه معناي سمبوليكي آنها بايد به خوبي در نظر گرفته شوند و اين راهي است كه بدان وسيله مي‌توان معناي دروني معماري و هنر اسلامي را درك نمود.

در اين ميان  بالاترين نمود گاه استفاده از رنگ در جهت نشان دادن وحدت همانا گنبد و رنگهاي به كار برده شده در ان است و به گونه اي اين رنگها با هندسه منحصر به فرد  كار شده است كه هر كس حتي كسي كه اصلا مسلمان هم نيست به راحتي ميتواند راز موجود در تركيب اين رنگها و در انتها تغيير در والور موجود در اين تركيب بندي رنگها  در مركز گنبد و رسيدن به رنگهاي  زيبا ي لاجورد و فيروزه اي كه در ميان دايره اي  سفيد رنگ كه خود پس زمينه اي  براي برگها و گياهان اغلب ارغواني رنگ بهشتي هستند خود نمود گاه اشكاري براي بيان اين واقعيت است كه هنر مند قصد و بياني جز اشكار كردن وحدت موجود در اسمان (فضاي زير گنبد ) نداشته است.و اين معنا با قرار گرفتن دايره اي  سفيد در ميان جهان لاجوردي خود را در عرصه ظهور ميگذارد .

 

در جايي ديگر و در فضاي بيروني گنبد نيز اين تركيب بارها و بارها به چشم ميخورد ولي به خاطر هندسه اي كه فضاي زير گنبد دارد اين تبلور كثرت (وجود گياها ن با پس زمينه لاجوردي)و رسيدن ان به وحدت (دايره سفيد رنگ در مركز گنبد ) اشكارتر است.

 

حسن انتخاب معماران در انتخاب رنگها زماني به چشم ميخورد كه ناظر در فضاي بيروني گنبد و در شبستان و حياط مسجد شروع به راه رفتن ميكند و چشم او به ايات نوشته شده بر روي ديوارها مي افتد.   نشان دادن وحدت موجود در جهان افرينش آن هم توسط رنگها يعني زماني كه چشمتان به هر كلمه (الله)كه ميافتد با تفاوتي اشكار با ساير رنگها با رنگ سفيد نوشته شده است در ميان كهكشاني از رنگهاي زيبا.(سفيد. سياه.فيروزه اي.لاجورد.ارغواني.كرمي.و.....)