خواجه نصیر طوسی قسمت اول
خواجه نصیر طوسی
. ابو جعفر محمد بن محمد بن حسن طوسی ملقب به خواجه نصیر طوسی یا خواجه نصیرالدین طوسی(توسی هم نوشته شده)، فیلسوف، متکلم، فقیه، دانشمند، ریاضیدان و سیاستمدار شیعه سده هفتم است.
·
۱ زندگینامه·
۲ فعالیت های علمی·
۳ آثار او·
۴ منابع زندگینامه تولد: توس، ایران، 598ه.ق. 580 ه.خ. درگذشت: کاظمین نزدیک بغداد، اکنون در عراق، 673 ه.ق./653 ه.خ. نجوم، ریاضیات، کانیشناس، منطق، فلسفه، اخلاق، الهیات او یکی از سرشناسترین و متنفدترین شخصیتهای تاریخ جریانهای فکری اسلامی است. علوم دینی و عقلی را زیر نظر پدرش، و منطق و حکمت طبیعی را نزد برادر مادرش آموخت. تحصیلاتش را در نیشابور به اتمام رساند و در آنجا به عنوان دانشمندی برجسته شهرت یافت. وی در زمان حمله مغول به ایران در پیش ناصرالدین، محتشم قهستان، به کارهای علمی خویش مشغول شد. در همین زمان اخلاق ناصری را نوشت. پس از مدتی به نزد اسماعیلیان در دژ الموت نقل مکان کرد، اما پس از حمله "هلاکو"ی مغول و پایان یافتن فرمانروایی اسماعیلیان(635 ه.خ) هلاکو نصرالدین را نزد خود نگاه داشت.تا جایی که وزیر هلاکو شد و او را به تازش به بغداد و سرنگونی عباسیان برانگیخت.
فعالیتهای علمی
وی سنت فلسفه مشایی را که پس از ابن سینا در ایران رو به افول گذاشته بود، بار دیگر احیا کرد
.وی مجموعه آرا و دیدگاههای کلامی شیعه را در کتاب تجرید الاعتقاد گرد آورد
.او در مراغه رصدخانهای ساخت و کتابخانهای بوجود آورد که چهارصد هزار جلد کتاب در آن بوده است
. او با پرورش شاگردان و گردآوری دانشمندان ایرانی عامل انتقال تمدن و دانشهای ایران پیش از مغول به آیندگان شد.وی بنیانگذار و تكميل كننده علم مثلثات است که در قرن ۱۶ ميلادی كتابهای مثلثات او به زبان فرانسه ترجمه گرديد
. آثار اوزندگی او بر پایه دو هدف اخلاقی و علمی بنا نهاده شده بود
. او در بیشتر زمینههای دانش و فلسفه، تالیفات و رسالاتی از خود به یادگار گذاشته که بیشتر عربی هستند. از معروفترین آثار او به پارسی، "اساس الاقتباس" و "اخلاق ناصری" را میتوان یاد کرد. وی در اخلاق ناصری رستگاری راستین انسانها را در "سعادت نفسانی"، "سعادت بدنی" و "سعادت مدنی" میداند و این نکته نشان میدهد که خواجه در مسائل مربوط به بهداشت جسمانی و روانی هم کارشناس بوده است.شیخ طوسی
(خواجه نصیرالدین طوسی)خواجه نصيرالدين محمد بن حسن جهرودي طوسي مشهور به خواجه نصيرالدين طوسي از اهالي جهرود از توابع قم بوده است که در تاريخ
11 جمادي الاول سال 597 هجري قمري ولادت يافته است. او به تحصيل دانش، علاقه زيادي داشت و از دوران جواني در علوم رياضي و نجوم و حکمت سرآمد شد و از دانشمندان معروف زمان خود گرديد. او از ستارگان بسیار درخشان جهان اسلام است و در فقه و اصول، حدیث، تفسیر، کلام و رجال تالیفات فراوان دارد. خاندان شیخ طوسى تا چند نسل همه از علما و فقها بودهاند. پسرش شیخ ابو على ملقب به «مفید ثانى» فقیه جلیل القدرى است و بنا بر نقل مستدرک (ج 3، ص 498) کتابى به نام «أمالی» دارد و کتاب «النهایة» تالیف پدرش را نیز شرح کرده است. همچنین مطابق نقل کتاب «لؤلؤة البحرین» دختران شیخ طوسى نیز فقیهه و فاضله بودهاند.شیخ ابو على فرزندى به نام «شیخ ابو الحسن» داشت که بعد از پدرش مرجعیت و ریاست حوزه علمیه به او منتقل گردید.خواجه نصيرالدين طوسي ستاره درخشاني بود که در افق تاريک مغول درخشيد و در هر شهري پا گذارد آنجا را به نور حکمت و دانش و اخلاق روشن ساخته و در آن دوره تاريک و در آن عصري که شمشير تاتار و مغول خاندانهاي کوچک و يا بزرگ را از هم پاشيده و جهاني از حملات مغولها به وحشت فرو رفته و همه در گوشه و کنار منزوي و يا فراري مي شدند و بازار کسادي دانش و جوانمردي و مروت مي بود و فساد حکمفرما
. وجود و بروز چنين دانشمندي مايه اعجاب و اعجاز است. خواجه نصيرالدين طوسي را دسته اي از دانشوران خاتم فلاسفه و گروهي او را عقل حادي عشر نام نهاده اند.بهرحال خواجه نصيرالدين دوره تحصيل ابتدايي را قسمتي نزد دائي خود بابا افضل ايوبي کاشاني و فخرالدين داماد که او شاگرد صدرالدين سرخسي و او شاگرد افضل الدين جيلاني و او شاگرد ابوالعباس ريوگيري و او شاگرد بهمن يار از شاگردان شيخ الرئيس ابوعلي سينا تحصيل کرده است. بقول مولف آثار الشيعه خواجه نصيرالدين طوسي با سيدعلي بن طاوس حسيني و شيخ ميثم بن علي بحراني در مدرسه ابوالسعاده اصفهان متفقاً درس خوانده و بنا به عقيده دسته اي از مورخين ابن ميثم در فقه استاد و در حکمت شاگرد خواجه نصيرالدين طوسي بوده است. شهيد ثاني در رساله چهل حديث خود مي نويسد محققاً خواجه نصير در علوم منقول شاگرد پدرش بود که او از شاگردان فضل اله راوندي بود و او از شاگردان ثقه الاسلام سيد مرتضي علم الهدي مي باشد.
يکي از شاگردان خواجه نصيرالدين طوسي علامه حلي مي باشد و علامه حلي در موقع اجازه دادن به يکي از شاگردانش بنام ابن زهره دربارة استادش در همان اجازه نامه چنين مي نويسد
: خواجه نصيرالدين طوسي افضل عصر ما بود و از علوم عقليه و نقليه مصنفات بسيار داشت او اشرف کساني است که ما آنها را درک کرده ايم، خدا نوراني کند ضريح او را. قرائت کردم در خدمت او الهيات، شفاي ابن سينا و تذکره اي در هيئت را که از تاليفات خود آن بزرگوار است. پس او را اجل محتوم دريافت و خداي روح او را مقدس کند. در آن روزگاري که آوازه دانش خواجه نصيرالدين به اطراف و اکناف رسيده بود، رئيس ناصرالدين محتشم که از دانشوران اسماعيليه بود بديدار خواجه مايل شد و او را به قائنات دعوت کرد و مقدم او را بسيار گرامي داشت و خواجه مدتها در آنجا بود و کتاب تهذيب الاخلاق ابن مسکويه را به فارسي ترجمه و شرح داد و بنام اخلاق ناصري تاليف کرد.خواجه نصيرالدين طوسي در خدمت هلاکوخان ايلخان مغول خواجه نصيرالدين طوسي در تمام امور کشوري و لشگري مغول براي نيل به مقاصد عالية خود دخالت داشته و تا اندازه اي که توانست از پيش آمدها و سختي هاي ناگوار که متوجه جامعه مسلمين مي شد جلوگيري مي کرد، گاهي با سخنان علمي و زماني با گفتگوهاي مختلف و هنگامي با اندرزهاي سياسي مقاصد مهم اساسي خود را با دست هلاکوخان انجام مي داد پيشرفتهاي علمي و نوازش فضلاء و علما با دست خواجه صورت مي گرفت و روي اين نظريات روزبروز در دربار هلاکو محبوبتر شده و مورد توجه خاص ايلخان مي گرديد. خواجه نصيرالدين هميشه اصول مقاصد ديني را نصب العين خود قرار داده و تمام حرکات سياسي و علمي که شايسته يک مرد ديني آشنا به مصالح اجتماعي و سياسي اسلامي است بکار مي بست. تعداد شاگردان وى از فقها و مجتهدان و علماى شیعه، به بیش از سیصد تن رسید و در همان وقت چند صد نفر از علماى اهل سنت نیز از محضر او استفاده مىکردند.
آوازه علم و دانش و ورع و زهد و تقواى شیخ طوسى، همچنان که از مرزهاى عراق گذشته و به اقصى نقاط دنیا رسیده بود، از دیواره هزارکنگره قصر با عظمت خلیفه عباسى نیز گذشت، به طورى که
«القائم بامر الله» خلیفه عباسى، با همکارى آل بویه، کرسى تدریس کلام را در مرکز خلافت به او داد. در آن روزگار براى این کرسى، عظمت و رتبه والایى قائل بودند، به طورى که آن را به بزرگترین دانشمند کشور واگذار مىکردند و این نشانه آن است که در آن زمان بالاتر و والاتر از شیخ طوسى در تمام بغداد و سرزمینهاى اسلامى کس دیگرى نبود که شایستگى تدریس را داشته باشد.يکي از اقدامات مهم خواجه نصيرالدين طوسي تشويق هلاکوخان به فتح بغداد و برانداختن دودمان عباسي و کشتن خليفه به دست ايلخان مغول بود. خواجه نصير طوسی پيرو مذهب شيعه جعفری بود. بسياری از مورخان فتح بغداد و برانداختن خلافت عباسی را به تحريک او و ابنعلقمی، وزير شيعی مذهب آخرين خليفه عباسی، دانستهاند. با اين همه، خواجه نصير تعصب مذهبی نداشت و نسبت به دانايان از هر طبقه و کيشی احترام می ورزيد. تاسيس رصدخانه به تشويق هلاکو بوسيلة استاد طوس محقق طوسي به اتفاق کليه مورخين آن عصر بر عقل هلاکو چيره شده و تا مي توانست از قدرت و تسلط او بنفع کشور خود استفاده مي کرد و به جهان علم و ادب و ترويج مذهب شيعه اثني عشري خدمت کرد و به نيروي اراده و تدبير خود توانست عقايد و آراء خود را بنام دلالت هاي فلکي عملي ساخته و از اوهام و خرافاتي که مانند حسام الدين منجم ها بنام نجوم مي گفتند جلوگيري کند و در اثر نوازشهاي محقق طوسي دانشمندان توانستند با فراغت بال مشغول تاليف و تصنيف و اشتغالات علمي شده و هر کدام در محيط تاريکي که بر اثر فساد اخلاق و کشتارها و خونريزيهاي پراکنده ، آشفته شده بودند، مشعل فروزاني گرديده و در تشريح فضائل بکوشند و تا اندازه اي از فساد اخلاق و بيدادگري جلوگيري نمايند.
رفتن محقق طوسي به حله جهت زيارت شيخ نجم الدين ابوالقاسم حلي مولف کتاب شرايع الاسلام تاثير عميقي در محافل علمي اسلامي نمود و يک درس عبرتي بود که تاکنون داستان آن بر سر زبانها است. از جمله اقدامات ديگر خواجه نصيرالدين طوسي که تاريخ هيچوقت آن را فراموش نخواهد کرد تاسيس رصدخانه مراغه مي باشد که از يادگارهاي علمي و فلکي خواجه طوس مي باشد که بدست او با همراهي عده اي از فضلا و دانشمندان بنا شده اين رصدخانه از مشهورترين رصدخانه هاي اسلامي است که در شرق نزديک خاورميانه ذکر شده و آوازه آن تمام جهان آن روز را فرا گرفته و تاکنون با اين همه تطورات و تغييراتي که در جهان پديد آمده باز نام آن رصدخانه هنوز با اسم باني آن بر سر زبانهاست.
بدستور محقق بزرگ طوسي فخرالدين ابوالسعادات احمد بن عثمان مراغي معمار معروف آن عصر ساختمان وسيع و با شکوه رصدخانه را با نقشه استاد شروع نموده و محلي که براي رصدخانه انتخاب شده بود تلي است که در شمال غربي شهر مراغه واقع شده بود و اينک بنام رصد مراغه معروف است. براي کمک به رصدخانه علاوه بر کمکهاي مالي دولت اوقاف سراسر کشور نيز در اختيار خواجه گذارده شده بود که از عشر آن جهت امر رصدخانه و خريد وسائل و اسباب و آلات و کتب استفاده مي نمود. و در نزديکي رصدخانه کتابخانة بزرگي و بسيار عالي ساخته شده بود که در حدود چهارصد هزار جلد کتاب نفيس جهت استفادة دانشمندان و فضلا قرار داده بود که از بغداد و شام و بيروت و الجزيره بدست آورده بودند. و در جوار رصدخانه يک سراي عالي از براي خواجه و جماعت منجمين ساخته بودند و مدرسه علميه اي جهت استفاده طلاب دانشجويان ساخته شده بود و اين کارها مدت 13 سال بطول انجاميد، تا اينکه ايلخان هلاکوي مغولي در سال 663 درگذشت. ليکن خواجه تا آخرين دقايق عمر خود مواظبت و اهتمام بسيار نمود که آن رصدخانه و کتابخانه از بين نرود و خللي در کار آنجا رخ ندهد. بناي رصد خانه مراغه از افراط و تفريط منجمين آندوره جلوگيري کرده و از اوهام و خرافاتي که بنام دلالت هاي فلکي انتشار پيدا کرده بود و مغولان آن را دامن مي زدند جلوگيري کرد.
يکي از دانشمندان مشهور امريکا بنام فانديک در يکي از تعليقات خود مي نويسد: دانشمندان نجومي اروپا براي هر يک از کوههاي کره ماه نامهائي از فضلاي جهان را که خدمات شايسته اي به جهان علم کرده اند نام گذاري نموده اند از جمله يکي از کوههاي کره ماه بنام خواجه نصيرالدين طوسي نامگذاري شده است. به هرحال عظمت روحي محقق طوسي نشاط مخصوصي در قلب فضلاي رنج ديده و آواره از وطن آن زمان ايجاد کرده و سبب شده بود که تمام مشقات و صدمات خانمانسوز را در اطاق نسيان گذارده و با شوق وافري در حمايت استاد بدرس و بحث در دانشگاهي که او در مراغه و بغداد ايجاد کرده بود اشتغال ورزيده و معضلات هر علمي را مطرح و با تبادل افکار وسعه اطلاعات استاد کل حل نمايند.
از آثار مهم خواجه نصیرالدین طوسی بررسی و شناخت علم مثلثات با دید ریاضی محض می باشد نه به عنوان وسیله ای
÷ر کاربرد در نجوم.فرمول زیر در مثلثات صفحه از وی می باشد:a/sinA=b/sinB=c/sinC
خواجه نصير با جمعي از شاگردان خود به بغداد رفت که بقاياي کتابهاي تاراج رفته را جمع آوري و به مراغه ارسال دارد اما اجل مهلتش نداد و در تاريخ
18 ذي الحجه سال 672 هجري قمري در بغداد دار فاني را وداع گفت و جسدش را به کاظمين انتقال داده و در جوار امامين همامين مدفون گرديد.زندگی او بر پایه دو هدف اخلاقی و علمی بنا نهاده شده بود
. او در بیشتر زمینههای دانش و فلسفه، تالیفات و رسالاتی از خود به یادگار گذاشته که بیشتر عربی هستند. از معروفترین آثار او به پارسی، "اساس الاقتباس" و "اخلاق ناصری" را میتوان یاد کرد. وی در اخلاق ناصری رستگاری راستین انسانها را در "سعادت نفسانی"، "سعادت بدنی" و "سعادت مدنی" می داند و این نکته نشان میدهد که خواجه در مسائل مربوط به بهداشت جسمانی و روانی هم کارشناس بوده است.