فرم(شكل)
فرم(شكل) :
هر عدد و شكل در معناي سمبوليكي آن انعكاسي از وحدت و كيفيتي نهفته در اصل آن وحدت است كه همه كيفيت ها را متعالي ميكند و آنها را در يك حالت مبدئي قرار مي دهد. شكل چهار گوش كعبه كه در حياط ها و بناي هاي سنتي نيز ديده ميشود ، صرفا يك مربع يا مستطيل نيست بلكه سمبول ثبات و كمال و انعكاسي از معبد چهار گوش آسماني است كه كعبه خود تصوير زميني آن است.
در معماري سنتي، شكلهاي هندسي چيزي بيش از ابزار تكنيكي صرف هستند. هر چند به اين معنا نيز در معماري عمل ميكنند ، ولي وراي اين عمل كرد مادي داراي وظيفه مهم تري هستند وآن ياد آوري انسان است از طريق چهره سمبوليكي . اصول روحاني آنها كه ساختمان يا باغ يا مناظر سنتي روي مرتبه واقعيت آنها منعكس ميكند و متناظر حالات ذاتي انسان است.
صورت يا شكل هم جنبه كيفي دارد و هم محدود، محدود است به سطح و محيط و كيفي است تا حدودي كه وجود آن در خودش موجود است.
در گوي يا كره يا دايره و شكلهاي وابسته بدانها مانند چند ضلعي منتظم هم اين امر مصداق دارد.
از لحاظي گوي در نظم هندسي در آستانه ميان شكل و اساس بي شكلي يا نقطه بي بعد قرار گرفته است. گوي- يا دايره ، هر گاه پهنه مورد نظر سطح باشد- از پيامد تشعشع نقطه كه اصل است حاصل ميشود و شكلهاي منظم از گوي يا دايره با دگرگونيهاي كيفي و شكلهاي غير منظم يا تصادفي از تقسيم مقداري آن حاصل ميشود. چون اين امور را به نظم جهاني منتقل كنيم ،كره يا گوي منطبق ميشود با روح كه از نقطه اولي و كانون"وجود" بر ميخيزد.
از كره – مكعب – و فرمهاي خاص گنبد ها كه بگزريم (كه در مورد انها در فصل بعد توضيح مفصل ميدهم ) معمارا ن ايراني سعي كرده اند بيشتر از اشكالي استفاده كنند تا در تركيب انها و گزار از كثرت و رساندن آن به وحدت به بهترين نحو بتوانند با حفظ مراتب واصول مسجد سازي حالات سراسر روحاني را در انسان به وجود اورده و روح او را با استفاده از بصيرت بيناي او به وحدت ابدي پيوند دهند. وآن استفاده از فرمهاي منحني وار ي است كه باعث جدا شدن فضاي دروني مسجد از فضاي بيروني ان ميشود.